ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
120
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) گويد يحيى بن خليف ، از ابو خلده ما را خبر داد كه مىگفته است * براى ابو عاليه غلامى خريدم و ابو عاليه هنگامى معامله را قطعى كرد كه بر مزد آن غلام دو درم افزوده شود و همانگونه شد . گويد يحيى بن خليف ، از ابو خلده ما را خبر داد كه مىگفته است ، ابو عاليه مىگفت * يكى از گناهان بزرگ در نظر ما اين است كه آدمى قرآن بياموزد و سپس چندان غفلت كند كه آن را فراموش كند و چيزى از قرآن نخواند . گويد يحيى بن خليف ، از ابو خلدة ما را خبر داد كه مىگفته است * پيش ابو عاليه رفتم خوراكى براى من آورد كه در آن سبزى بود ، گفت بخور اين از آن سبزيهايى كه مىترسيم در آن چيزى باشد نيست . اين سبزى را بردارم انس بن مالك از مزرعهاش فرستاده است . گفتم : سبزيها چگونه است ؟ گفت : مىدانى كه در مزرعههاى ناپاك مىكارند وانگهى آبهاى آلوده به كثافت و ادرار و خون حيض پاى آن مىريزند . گويد يحيى بن خليف و عفان بن مسلم بن ابراهيم هر دو از گفتهء ابو خلدة ما را خبر دادند كه مىگفته است * ابو عاليه يكى از كنيزكان خود را آزاد كرد و به همسرى گرفت . گويد : از او پرسيدم ابو عاليه فطريه خود را چگونه مىپرداخت ؟ گفت : براى خودش يك قفيز و براى هر يك از ما دو مكوكّ مىپرداخت . « 1 » گويد يحيى بن خليف ، از گفتهء ابو خلدة ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو عاليه صدقات اموال خود را به مدينه مىفرستاد و به اهل بيت پيامبر ( ص ) مىسپردند تا آنان در جاى خود مصرف كنند . گويد فضل بن دكين ، از گفتهء ابو خلده ما را خبر داد كه مىگفته است * كفن ابو عاليه پيش بكر بن عبد الله بود و آن پيراهنى فرسوده و پيچيده برهم بود كه ابو عاليه آن را هر شب بيست و چهارم و روز عيد فطر مىپوشيد و دوباره آن را پيش بكر بن عبد الله بر مىگرداند . گويد يحيى بن خليف ، از ابو خلده ما را خبر داد كه مىگفته است * ابو عاليه را هنگامى كه بيمار و بر تشك نشسته بود ديدم كه بر متكايى سجده مىكرد . گويد يحيى بن خليف ، از ابو خلده ما را خبر داد كه مىگفته است * هنگامى كه ابو عاليه در بيمارى خود وصيت مىكرد پيش او بودم . چند درمى پيش مردى به نام حسن
--> ( 1 ) قفيز كه معرب كويز يا كفيز است واحد وزنى است كه هشت مكوكه بوده و معادل نود رطل عراقى است و در اعصار و جاهاى مختلف متفاوت بوده است . به فرهنگ فارسى معين مراجعه شود .